X
تبلیغات
رایتل
SSS برای تو که تنهاییم را نفهمیدی SSS

دوشنبه 4 آذر‌ماه سال 1387
ترانه با هم بودن ...

بیا یکم برگردیم به عقب تو زندگی ماها که واسمون یه اسرار و هیشکی جز. خدا از اون با خبر نیست ممکنه

اتفاقاتی بیوفته که تا آخر عمرت با خودت به گور میره اتفاقاتی تلخ و شیرین شیریناش جای خود ولی... ولی این

تلخیه آدمو خیلی اذیت میکنه و نمیتونی به هیچ کسی بگی و با خودت به گور میبریش ... خیلی سخته وقتی

یادش میوفتی اون لحظه اگه شاد ترین آدم روی کره زمین باشی یه دفعه به آدم غمگینی تبدیل میشی که تمام

غم عالم تو دلش کاشته میشه و حیرون از اون کار.... زمه زمه چرا...آخه چرا.... تو زبونت میگرده و نمیدونی از

شدت افسردگی و غم به کجا پناه ببری هیشکی نمیتونه دلتو آروم کنه ..اگه بتونی گریه میکنی و خودتو ملامت

میکنی اگه نه که مثل یه بغض تو گلوت میمونه واز سرد درد میترکه سرت میخوای محکم بزنی به دیوار سرتو....

آره منم تو همچین وضعیتیم خیلی سعی کردم از یاد ببرمش داشتم موفق میشدم وهزار تا کار انجام میدادم که

فقط یاد اون کار نیوفتم ولی امروز... لعنت به این زمان و ساعتی که منو به یاد اون کار انداخت داشتم میرفتم

طبقه بالا که یهو چشمم به یه یادگار از اون کار افتاد .

کاش.. کاش.. کاش... وهمین طور کاش هایی که با حسرت از دهنمون بیرون میاد و از چاره اندیشی برای خود

عاجزیم ....و صدها بار رو به آینه می ایستیم

و از نگاه کردن به خودمون خجالت میکشیم من که تا حالا نتونستم تو آینه خودم واسه مدتی ببینم و با خودم

حرف بزنم نمیتونم این کارو انجام بدم .... وقتی یاد حرفای دیگران ویا پدر و مادر میوفتیم که همش راست بودن و

ما گوش نمیکردیم چه قدر پشیمونیم .. خدا میدونه که در این زمان که میگذره ثانیه ها ولحظه هاش قرار چه

کاری بکنیم که در آینده از خودمون شرمنده شیم ....

تو این فصل دوست دارم به بیرون برم تو این هوای پاییزی به یه جاده که هواش ابری باشه و خنکی بارونی که به

صورتت میزنه و دور طرف این جاده که انتهاش معلوم نیست پر از درخت باشه درخت هایی که شاخه ها شون

واسه جاده یه سایبون هلالی شکل درست کرده و همین طور که قدم میزنم صدای شور شور آب همراه با

صدای پرنده ها همراه باشه و کمی مه جاده رو بپوشونه ومن همین طور که زیر پاهام صدای خش خش برگا رو

میشنوم قدم بزنم و با خودم بگم کی در این جاده همسفری پیدا خواهم کرد که در کلبه پایینه جاده خوشبختی

ترانه با هم بودن را بخوانیم..!!!





نماد وبلاگ

آرشیو

آخرین یادداشتها
لینک دوستان