| |
| شنبه 19 آذر ماه سال 1390 |
| جای خالیت |
ایـن جـا هـاے خـالـے کـه نـبـودنـت را به رُخـم مـے کـشـنـد چـه مـے دانـنـد . . ... فـرهـادتـــ شـده اَم ، بـا تـمـام زنـانـگـے اَم و چـه شـب هـا کـه خـواب ِ شـیـریـنـَت را نـمـے بـیـنـَم . . .

|
|
| |
| دوشنبه 14 آذر ماه سال 1390 |
| مــــــرا به آرامش برسان |
چقــــــــــــــد کم تــــــــوقع شده ام نه آغوشت را میـــــــــخواهم، ... نــــــــــه یک بوســــــــــــه ! نــــــــــه دیگر بودنت را ! ... همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست...! مــــــرا به آرامش میرساند حتی اصطحکاک ســــــــــــایه هایمان

|
|
| |
| جمعه 11 آذر ماه سال 1390 |
| قاصدک |
قاصدک
چرخی زد،خانه را پیدا کرد،بر لب پنجره آرام نشست،یک تلنگر دو تلنگر،پنجره
باز نشد،پشت آن پنجره در تنهایی،در شب سرد زمین،قاصدک یخ زد و مرد...

|
|
| |
| جمعه 11 آذر ماه سال 1390 |
| قاصدک |
قاصدک
چرخی زد،خانه را پیدا کرد،بر لب پنجره آرام نشست،یک تلنگر دو تلنگر،پنجره
باز نشد،پشت آن پنجره در تنهایی،در شب سرد زمین،قاصدک یخ زد و مرد...

|
|
| |
| سه شنبه 8 آذر ماه سال 1390 |
| بدرقه ... |
وقت
رفتنت از سکوتم تعجب نکن فکر نکن نسبت به تو بی تفاوتم!! نه..! من فقط
عادت کرده ام! یک عــــــمر است هرکه را دوســــــــــت داشتم، بدرقـــه
کردم.. |
|
| |
| یکشنبه 22 آبان ماه سال 1390 |
| توبه... |
یاد آور سوره توبه برایم بی بسم الله آمدی ، و به توبه کردنم انداختی
*******************
من که بی اجازه وارده زندگیت نشدم ... 

|
|
| |
| دوشنبه 16 آبان ماه سال 1390 |
| دلم یک غریبه می خواهد |
دلم یک غریبه می خواهد بیاید بنشیند فقط سکوت کند من هـی حرف بزنم ... و بزنم و بزنم تا کمی کم شود از این همه بار بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه..... !انگار نه انگار
|
|